صفحه اصلی     تماس با ما    سایت پارس تور    RSS    English Version
۱۳۸۹ يکشنبه ۱۴ شهريور 9-5-2010 14:7:21
Skip Navigation Links


 
روایت احمد آرام از مقدمه ژان پل سارتر برکتاب ناتالی ساروت
کتاب،ادب و گردشگری  7/5/1389  10:51:33
895-1190-5 كد خبر
RSS :: پرینت

ژان پل‌سارتر پس از خواندن رمان «چهره مرد ناشناس» از ناتالي ساروت، مقدمه‌اي بر اين رمان نوشت و متذكر شد كه اين اثر يك «ضد رمان» است و دليل آورده بود كه در اين داستان بلند چيزهاي «مبتذل»، «تصنعي» و «بي‌اصالت» برجسته شده‌اند.

 به گزارش پارس توریسم ،احمد آرام در فرهیختگان نوشت :اما شايد خوانندگان غربي به موارد ذكر شده عادت نداشته باشند و پس از خواندن رمان آن را كسل‌كننده و عاري از كشش‌هاي رايج ساير رمان‌هاي عامه‌پسند بدانند. در رمان صدايشان را مي‌شنويم، چيزهايي برجسته شده‌اند كه ما، پيش از اين، به سادگي از كنارشان گذشته‌ايم و فكر نمي‌كرديم روزگاري جزو مؤلفه‌هاي يك نويسنده نوگرا، جنبش «رمان نو» را تحت تاثير قرار دهد. به همين دليل ساروت جزئيات پيش پا افتاده‌اي همچون شناخت جسمي و شخصي قهرمان داستان و حواشي پيرامون او را عبث و بيهوده مي‌پندارد اما در عوض چشم‌هاي تيزبين او جهان را از پشت ذره‌بيني به تماشا مي‌نشيند كه براي خواننده كشف دوباره هستي «خود» است. و به گفته «بتينا ال. كنپ» نويسنده زندگينامه ساروت، كه مي‌گويد ناتالي ساروت همچون نويسندگان رمان نو صناعات بسيار مندرس بالزاك، استاندال، فلوبر و زولا را كنار گذاشت تا طرحي ساختارمند به كار بندد و آداب نوشتن را در راستاي يك انديشه نوين رقم زند. بيزاري نويسندگان رمان نو از آنچه «آسان و آشكار» بود، خود سبب شد تا معما‌ها و رازهاي نوشتاري به متن‌ها هجوم آورند. به همين منظور وقتي ساروت به يك شي اشاره مي‌كند مي‌خواهد به روند دروني شخصيت داستان شكلي روايي ببخشد؛ برخلاف نويسندگان اين سبك نوشتاري كه شي را عامل محرك «زباني» مي‌دانستند. در رمان صدايشان را مي‌شنويد؟ در خانه‌اي روستايي مرد صاحبخانه روبه‌روي دوستش پشت ميزي نشسته‌ و به صداي كساني گوش مي‌دهد كه در طبقه فوقاني خانه به شادي مشغول هستند. روي ميز مجسمه بدوي و كوچكی از حيواني است كه صاحبخانه و دوستش با ستايش از آن مجسمه حرف مي‌زنند و ديدگاه سنتي خود را اعلام مي‌دارند؛ ديدگاهي كه بچه‌هاي صاحبخانه آن را دوست نمي‌دارند و همواره آن را طرز نگرش سنتي مي‌دانند. بچه‌هاي صاحبخانه در آن بالا با غش غش خنده وقت خود را مي‌گذرانند و مرد مدام به اين مساله فكر مي‌كند كه اين خنده چه معني دارد؟ و با بدبيني به ‌اين قهقهه‌هاي رعب‌آور مي‌انديشد كه نكند مجسمه نفيس او را مورد تمسخر قرار داده‌اند؟ بازتاب‌هاي چندگانه‌اي در اين ميان شك او را به يقين وامي دارد. واكنش‌هاي احساسي مرد فاصله بين او و فرزندانش را نشان مي‌دهد؛ فرزنداني كه به گمان او حرمت پيرمرد را نگه نداشته‌اند و پيوسته تحقيرآميز به سليقه او خنديده‌اند. ساروت با نمادهاي مذهبي كه در اغلب آثارش به كار برده اين بار هم با «شيء مقدس» پدر همان رفتار را دارد. رمان صدايشان را مي‌شنويد؟ يكي از كارهاي دوست‌داشتني ساروت است كه با ترجمه شيواي مهشيد نونهالي همراه ا‌ست.
ناتالي ساروت / ترجمه: مهشيد نونهالي / انتشارات نيلوفر


انتهاي پیام
ارسال خبر به دوستان
* گیرنده(ها):
آدرس ایمیل ها را با علامت کاما از هم جدا نمایید. (حداکثر 3 آدرس پست الکترونیکی گیرنده را وارد نمایید)
متن ارسال:
ارسال نظر
نام و نام خانوادگی:
آدرس سایت شما:
* آدرس پست الکترونیکی:
* متن:

 
© Copyright 2010 Pars Tourism - designed and developed by UNIK