Header ad

سیزده بدر در ایران

صبح است، من چشم من در چشم من درخشش می خواهید باز نمی شود، من می خواهم بگویم هنوز زود است، خواب کمی بیشتر، نور مستقیم خورشید از پنجره و خواب نیست، گوشی باید در ساعت نگاه کنید و من، نه در صبح. من صداهایی را میشنوند از آشپزخانه، صدای مادر و نیروی آن را برای مقابله با لوازم آشپزخانه. Mshamm بوی به آن و ایستاد، من بوی سیزده بدر در ایران است. بوی طبیعت است. دیگر خواب به چشمان من حرام است، مگر این که پیک نیک روز بر روی یک تخت با چشمان بسته را صرف؟ روز طبیعت باید به عنوان مهمان از طبیعت باشد.

من را به بالا و اطراف نگاه کنید. تقریبا همه چیز آماده برای یک پیک نیک بزرگ است. چیزی است که برای من وجود دارد. مگر این که مادر هنوز دهها زمان وجود دارد، همه چیز آماده است؟ من آرزو می کنم که یک روز شما از خواب بیدار کمی زودتر و من او را کمک کرد. من بیانیه من است که هر سال تکرار کنید. من قول می دهم که در سال آینده من می گویم: خوب که من اوایل بیدار شد و او شده بود.

سیزده بدر
سیزده بدر

همه اعضای خانواده آماده به سقوط است که در راه هستند. بزرگتر، لباس راحت تر است جوان و شیک، اما آنها در تلاش برای نوع، به اصرار در برخی از لباس و دمپایی در بزرگان به، در صورت لزوم، تغییر لباس خود را. من در چهره هر Tkshan است. این برای من جالب است. تکرار می کنم که این سال است. من برای خودم یک پا روانشناس هستم. چهره احساسات و افکار به آواز خواندن. جالب توجه است، این است که یک رابطه مستقیم بین بچه ها و بزرگسالان است. هر دو مشتاق به بیرون رفتن و کنار هم قرار دادن، اما من یک تفاوت بزرگ مواجه شده است. چهره بزرگسالان چیست، من یک مدت طولانی، فشار عجیب و غریب در مغز من متوجه شدم که خط از آنچه چهره غمگین است، نمی فهمم ببینید!

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تور اروپا